!!! مَــטּ و اُکسـیژِטּ :)

...خدایـآ !! هـَرگز کـَسی را به آنچه که قسمتـَش نیستــ عـآدَت مـَده

خداروشکر امروز رفتم وایمکس ُ گرفتم !

شرمنده اگه نظرات بدون جواب تایید شد اما همه رو خوندم :)

این یکماه که نت نداشتم خیلی اذیت شدم ! حس میکردم یه چیزی گم کردم ! خیلی حرف دارم برایِ گفتن :)

زندگی ِ مشترک خوبه ! خیلی هم خوب :)

خوبتر و مهم تر از همه اون حجم ِ آرامشی ِ که تزریق شده تو زندگیمون ! :)

محمد همون محمد ِ قدیم ِ ُ حتی خیلی بهتر ُ مهربونتر...نمیدونم چی بگم ! انگار همه یِ واژه ها فراری شدن

موقع ِ نوشتن ! کم کم مینویسم از مراسم ُ روزـآیِ شیرینی که برامون مثل ِ یِ رویـآ بود....

رویـآیی که هنوزم باورش نداریم انگـآر !

برایِ همه آروزیِ وصـال دارم....این ُ از ته ِ دلم میگم...

شکرت خدایِ من برایِ تک تک ِ ثـانیه هـآ :) .....

تاريخ پنجشنبه یکم آبان 1393سـاعت 17:34 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

سلام به همه ى دوستان گلم .شرمندم ميدونم غيبتم خيلى طولانى شد اما واقعا به نت دسترسى ندارم و حتى کافى نت هم نرفتم !خيلى وقته درخواست نت دادم اما خطمون مشکل داره و نشد بهمون اشتراک بدن.

فردا اگه خدا بخواد ميرم وايمکس درخواست ميدم.خدا کنه زود بهم بدن.راستى همه چى خوبه و زندگى بر وفق مراده .... :)

 

 

تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393سـاعت 2:38 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

سلام :)

بعد از چند روز ِ پرکار من برگشتم !خدارو شکر مراسم ـآ به خوبیُ خوشی تموم شد.همه چیز عـآلی برگزار شد :)

از همه چیز راضی بودم ....از لباس ُ عکس ـآ ُ آرایش َم گرفته تـآ مجلسمون :)

با اینکه آرایشم تقریبا سـآده بود اما خیلی تغییر کرده بودم !! کیلیپمون هم که عآلی شده بود ! دخترا انقد جیغ ُ

داد زدن موقع ِ پخشش که انگار هیجانشون از مـآ بیشتر بود ! :)

اگه خدا بخواد فردا راهیِ میشیم برایِ خونه یِ خودمون .... اونجا هم یِ مقدار کار داریم که باید انجام بدیم :)

فعلا هم به نت دسترسی ندارم تا برم سفارش بدم :(

فقط میتونم خدارو شکر کنم که همه چیز خوب بود :)

تاريخ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393سـاعت 15:13 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

بینِ این همه مشغله ُ خستگی یِ چیزی بهم میچسبه :)

همون وقتـایی که با لفظ ِ " عـَروسم " صدام میکنه :) ....

عـآشق که باشی رفتن نمیدانی

میمـآنی ... !!

سر ِ حرفت میمـآنی

که گفته بودی :

" تـآ ته ِ دنیـآ کنـآرَش میمـآنی "

تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393سـاعت 23:58 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو|

سلام :)

بالاخره من اومدم....بعد از یِ هفته یِ پرکار برگشتم که کم کم کارایِ اینجارو هم انجام بدیم چون دیگه مراسم

نزدیکه ! این چندروز همش به بدو بدو ُ کار کردن گذشت ! از خرید ِ سرویس خواب ُ میز ِ T.V  گرفته تآ

تمیز کردن ِ خونه ُ رسیدن ُ اثـاث ـآ ُ چیدنشون !! خونه هنوز تکمیل نشده ! فقط آشپزخونه رو کـامل چیدیم ُ

راه اندازیِ یخچـال ُ لبـاسشویی موند واس ِ بعدا !

فک نمیکنم دیگه کار ِ زیـادی داشته باشیم ! فقط میمونه هماهنگی هـآیِ نهـایی که باید از آتلیه ُ مزون ُ

آرایشگـاه زنگ بزنن .... :)

.

+ این چند روزه خسته شدم ....اونم خسته شده از حجم ِ کارهـآ ...امـآ یِ خستگی ِ شیرین :)

+نظرات ِ قبل رو مجبورم بدون ِ جواب تایید کنم شرمندتونم :×

تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393سـاعت 19:13 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

انشالا اگه خدا بخواد 7 ِ صبح بلیط دارم برایِ رفتن .... قرار شده وقتی رسیدم بیـآد دنبالم ! کمتر از 9 ساعت ِ

دیگه میبینمش :)

انشالا 3.4 روز هم گیر ِ کارایِ اونجاییم تا خونه چیده بشه ُ کم ُ کسری هـآ خریده بشه :)

خواستم بهتون اطلاع بدم که نگران نشین :*

تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393سـاعت 0:32 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

دیروز رفتم کـآرت ـآرو گرفتم ! واقعـآ اینـایی که این همه پول برایِ کارت میگیرن خیلی راحت طلبن !

حتی به خوشون زحمت نمیدن که کارت رو از رویِ خط تـا بزنن ! بین ِ این همه کار درست کردن ِ اینـآ هم واسم

شده یِ پروسه یِ وقت گیر :|

" کیلیک " اینم از کارت ِ مـآ....سـآده ُ خوب ! البته به نظر ِ خودم :)

از سر ِ راهم خیلی خودم ُ تحویل گرفتم ُ یِ پیرهن ِ گل گلی خریدم برایِ خودم !  :) " کیلیک "

خدارو شکر دیگه امروز خریدهـآیِ چمدون ِ محمد هم تموم شد ...

.

+ یِ روزی تموم ِ این کارا واسمون آرزو بود...شکرت خدایِ مهربون :)

تاريخ یکشنبه دوم شهریور 1393سـاعت 15:57 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

این چند رو بی حال شدم ! حتی حوصله َم نمیکشه که بیـام ُ چند خطی بنویسم ...

روز به روز داریم نزدیکتر میشیم ُ استرس ُ هیجـآن هم بیشتر میشه :)

کـارت ِ عروسی ُ انتخـاب کردم ...فک کنم تا فردا آمـاده بشن....یِ کارت ِ خیلی سـاده یِ نبـاتی رنگ ....

تقریبـا همه یِ کارهـا انجـام شدن ُ کاری ندارم....فقط مونده فرستـادن ِ اثاثیه ُ چیدنشون که اونم به احتمـال ِ

زیـآد هفته آینده انجـام میگیره :)

روزـآ داره به سرعت میگذره...... :)

تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393سـاعت 14:41 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

عـِشق اگر عشق بـآشد :

هم خنده هـآيت را دوست دارد،هم گريه هايت را ...

هم لحظه هایِ شادابی َت را می پسندد ،

هم روزهـایِ بی حوصلگی َت را !!!

هم دقايق ِ پـُر ازدحامت را همراهی می کند،

هم دقايق تنهـآيی َت را ...!!!

عـِشق اگر عشق بـآشد :

هم زيبايی هـآيت را دوست دارد،هم اخم هايت در روزهـآیِ تلخی را ...!

عشق اگر عشـق باشد :

با يک اتفـآق تو را تعويض نمی کند...همراهی َت می کند تـآ بهبــود یـآبی ....

عشق اگر عشق باشد :

هر ثانيه دستانش در دستاטּِ توست،

در سختی ُ آسانی ... " تــآ اَبـــد .... " :)

.

.

 

تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393سـاعت 17:16 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو| |

فردا یـآ پس فردا میرم دوباره میگردم شـاید یِ چیز ِ سـاده تر ُ بهتری پیدا کردم ...هرچند که بعید میدونم :(

خودم چندتـآ مدل دارم که خیلی دوس داشتم میشد یکی کمکم کنه ُ طراحیشون کنم ُ بدم یِ جایی چاپ کنن

اما فکر نمیکنم بشه ... :(

" کیلیک " ... بیشتر مد ِ نظرم اون دوتـایی ِ که قلب گذاشتم روشون.

تاريخ سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393سـاعت 16:7 نويسنده مَریـ❤ـمـ بــآنـو|